بعد مدتها دوباره اومدم
سلام
زمستون سردیه ،خیلی سرد ...
و حظ وافری وقتی تو یه جای گرم بخوابی و به فراموشی سپید زمستون بیپوندی....
اتفاقهای زیادی برام افتاده تو این مدت امابی خیال همه چیزای پرامید فردا ،به امشب فکر می کنم و به بازی جدیدم ،به تختم و گرمایی که رادیوتر پایین تخت نصیب پاهام می کنه ....
و من که تو خواب و بیداری جورابامو در میارم و صبح وقتی میبینم جورابام پام نیست، با ذوق می رم سراغش ببینم ...... بابا نوئل چیزی برام گذاشته توش؟!!!

|
+| نوشته شده توسط
0101010 در پنجشنبه 4 بهمن1386
|