تبليغاتX
زمین فقط یه نقطه است
نوشتن گاهی شبیه مشت به دیوار کوبیدنه،دردت میاد و احمقانه است،اما آروم میشی
 برف
 

یه برف واقعی اومد و زمستون رسمیت یافت

حرفی ندارم.......

 در برابر شکوه و عظمت این تولد سپید سکوت می کنم ........

|+| نوشته شده توسط 0101010 در چهارشنبه 12 دی1386  |
  یلدا تموم شد اما یلدای من می مونه
 آدمی حسرت سرگردونه....

 یه چیزایی که زمانی آرزوم بود داره محقق می شه خیلی روون و خوب (بزنم به تخته گوش شیطون کر... کیه؟؟!!)

پر از شکر و سپاسم اما این رسیدن یه جورایی خوبیهای نرم و بیصدایی که کنارم بود و آرومم می کرد رو  ازم می گیره و دورشون میکنه می دونم هیچ خوبی تو زندگیم تموم نمی شه... اما گاهی دور می شه و کمرنگ .....   همیشه برای به دست آوردن یه چیزایی باید از چیزای دیگه ای گذشت .... شاید خواهانه دارم  این خوبیها رو برای پیش رفتن به خاطره هام میسپارم.... اما خوب زندگی لازمش حرکت و عبوره. و رد خاطراتی که می مونه....  باشششششششششه توجیه شد .... به پیش.....

اما چیزی که می مونه اینه...

یلدا همیشه دوست خوب منه و ما روزا و حرفای خیلی خاصی رو با هم داشتیم....  و شاید لحظه های بهتری در پیش باشه گرچه به جبر روزگار کوتاهتر اما شاید اینبار عمیق تر و شاد تر....

|+| نوشته شده توسط 0101010 در شنبه 1 دی1386  |
 
 
بالا